تبليغاتX
عشق ویدا دوستش نداره
عشق تنهاترین واژه برای بدرد اوردن قلب




افسانه عمر سیهم با تو سر آمد

        
دنیای خموشم دگر از حلقه بر آمد

             تا چشم تو را دیدم و از خود بشدم من

                      آن ماه من از پشت سحابش به در آمد

                                           مستم ز پریشانی عمر گرانم

                                                هر ثانیه از عمر ترم در نظر آمد

                                         تو نور خدایی به دلم قلب خموشم

                             آن ظلمات جانم ز فروغت به سر آمد

                  من با دو سه پیمانه زنم جام وجودش

مدهوش شود شاد چو جانش به سر آمد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 17:56  توسط ویدا | 
برای آنکه نمی خواند




برایت می نگارم از دفتر دلم

از برگهایی که برای دل تو چیدم از گلبرگهای گلستان عشق

واژه هایی که فقط سرمستانی چون من آنرا لمس کنند

ای زیباترینم . ای معبودم . ای .......

سالهاست که در طلب یاری بودم که مرا در یابد و آرامم کند . کسی که مرا جان دهد . بفهمد و درک کند . سالهاست که در طلب عشق سر بر بیابان عشاق دارم و هیچ نصیبم نشد و هرچه گشتم بهتر دانستم که در این عالم خاکی دگرم یار نباشد .

مجنون شدم و دیوانه . گویی که قیص شاگرد من می بود و از من راه می برد .

آه خدایا


چه حکمت از تنهایی من . چه تدبیر از دیوانگی من . چه حکم از جان دادنم

بار خدایا

نمی دانم چه شده است مرا چه کردی با من . چه آتشی در جان من انداختی که از لحظه مبتلا شدن به آن دگر دنیا بدون آن در نظرم هیچ است .


ای هستی بخش من

چرا بامن چنین کردی ؟ چه آتشی در جان من انداختی و از بین تمام معشوقان عالم مرا عاشق یک صدا کردی؟ آری فقط یک صدا . یک دنیا . یک عشق . یک معبود . یک تصویر نامبهم . صدایی که تمام خلاء مرا پر کرده است
صدایی که ......
این همان صدایی هست که عمر خود را صرف یافتنش کردم . اما چه دیر او را یافتم
خدایا این چه بازی هست که با من شروع کرده ای

چرا حال که وقت رفتن من است او آمده است . حال که دیگر من ثانیه ها را می شمارم تا به تو بپیوندم صدایی را در زندگی من وارد کردی که حکم خدایی را از تو برای من گرفته است . چرا حال که دگر وقت زیستن ندارم تنها سرچشمه زندگیم را که فقط صدایی بیش نیست را به من نمایاندی . حال که دیگر شمع وجودم رو به خاموشی گراییده است شمعی فروزان بر دلم روشن کرده ای .

خداوندا . پروردگارا خود می دانی من فقط صدای او را دارم و نه هیچ چیز دیگر
اما همان صدا برایم کافیست که تو را بهتر بشناسم . و اعتراف کنم که من با تمام قدرتهایی که تو به من ارزانی داشته ای در مقابلش به زانو در آمده ام .

ای پروردگار بزرگ


من می دانم که فرصتی چندان دگر برای حیات نخواهم داشت . شاید ثانیه ای . ساعتی . روزی و یا ماهی
چون اراده توست که مرا می خواند و از دست پیشرفتهای بشری دگر کاری بر نمی آید
اما به من آنقدر فرصت بده تا بتوانم فقط یکبار آن صدارا لمس کنم . و صدایش برایم عینیت پیدا کند چون می خواهم آخرین تصویری که چشمانم می بیند و برای همیشه بسته خواهد شد فروغ زیبای چشمان صدایم باشد
می خواهم تنها چیزی که هنگام آمدنم نزد تو در دستانم بگیرم دستان زیبایش باشد
می خواهم حال که قرار است پرونده زندگیم برای همیشه بسته شود صدای زیبایش را همواره شنوا باشم
با خدایا در این دنیا هرچه دادی به من خودت دادی و من چیزی از تو در خواست نداشتم . اما حال با تمام وجودت می خواهم که آن صدا را از آن من کنی . برای یکبار حداقل زیبایی وجودش را به من بنما تا از فروغ تابناک نگاهش روح من با سبکبالی به سویت رهسپار شود
خداوندا می دانم که هرچه خواستم از تو امکان پذیر نیست  . و او نمی داند چه آتشی با صدایش در درون من ایجاد کرده است
اما خداوندا تو را به تمامی مقدسات مخلوقت سوگندت می دهم که مانده عمر مرا هم از من بگیر و به وجود پاکش بیشتر روشنایی بخش
من که دیگر برایم فرقی ندارد یک روز زودتر یا دیرتر  به دیدار تو بیایم   پس  مرا خموشی عطا فرما  و تک صدایی که باعث شور زندگی در من برای چندی شد را جاودانه نگهدار
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 17:54  توسط ویدا | 




کاش می شد



کاش می شد که من حرف دلم را گویم
کاش می شد که من راز دلم را گویم
کاش می شد که من در دل تو لانه کنم
کاش می شد که من هر دو جهان هدیه کنم
**********
کاش می شد تو فقط بهر دل من بودی
کاش می شد که فقط در طلب من بودی
کاش می شد که بگویم همه عمر منی
کاش می شد که بگویم همه قلب منی
**********
کاش می شد که به نزدت بودم
کاش می شد که غلامت بودم
کاش می شد رخ تو جلوه من
کاش می شد لب تو غنچه من
**********
کاش می شد تن تو مامن من
کاش می شد چشم تو چشمه من
کاش می شد که لبت نوش کنم
کاش می شد که فراموش کنم
**********
کاش می شد دل تو نرم بود
کاش می شد دل تو جادو بود
کاش می شد تن تو صرف کنم
کاش می شد که تو را درک کنم
**********
*******
***
*
 
کاش می شد که فریاد زنم
که فروغ همه عمر من است
کاش می شد به خلایق گویم
که فروغ شیشه عمرم باشد
**********
کاش می شد که پری زاد شوم
و روم من همه شب در خوابش
کاش در خواب هم می گفتم
که فروغ چشمه ایمان من است
**********
کاش می شد که می دانستم
لعل من با دگری نیست هنوز
دل من در طپش قلبش بود
جان من در سر زلفش ز جنون
**********
کاش می شد که من هر دو جهان
زیر پایش بگذارم ز وجود
کاش می شد که من و او باهم
زیر یک سقف شویم تا بدرود
**********
کاش می شد که فروغ قلبم
نور خود را زدلم باز نگیرد
کاش می شد که فروغ با دل من
تا ابد خانه خود را سازد
**********
کاش می شد که بفهمد مستم
مست آن صوت دل انگیز لبش
کاش می شد که خدا در دو جهان
مستم از ناز خمارش بکند
**********
کاش می شد ولی افسوس نشد
همه رویای من ، آورده نشد
قسمتم بود که تنها بشوم
من بمیرم که افسانه شوم
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 17:53  توسط ویدا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
درباره نویسنده
ویدا متولد سال 70 ودر حال حاضر دانشجوی رشته حسابداری در دانشگاه آزاد یزد انشالله که وبلاگ من مورد قبول دوستان باشه به امید پیام های شما و بای

برای تو می نوسم........
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...

برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست...

برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...

برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...

برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...

برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...

برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...

برای تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است....

برای تويی كه قلبت پـاك است...

برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...

پیوندهای روزانه
عشق یعنی ؟
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
آرشیو موضوعی
عشق تنها مرضی است که بیمار از بودن ان لذت می برد
آنکه در من ستون زندگی برانگیزد تویی
مناسبت
پیوندها
بیدلانه
الفبای تنهایی
عطر بارون
خدمات فنی مهندسی وحید
هکران خورشید
دوستدارم وتاوانش هرچه باشد باشد
بهترین سایت دانلود موزیک ایرانی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

ویدا تنها

کد آهنگ در وب نوا

 
Google