![]() |
![]() |
|
| عشق تنهاترین واژه برای بدرد آوردن قلب |
|
چه زيبا خالقي دارم
كه ميخواند مرا با آن كه ميداند گناهكارم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 11:14 توسط ویدا |
|
|
استادي درشروع کلاس درس، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند: 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمي دانم دقيقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من اين است: اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ شاگردان گفتند: هيچ اتفاقي نمي افتد استاد پرسيد: خوب، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم، چه اتفاقي مي افتد؟ يکي از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد ميگيرد.. حق با توست. حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟ شاگرد ديگري گفت: دست تان بي حس مي شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج مي شوند. و مطمئنا“ کارتان به بيمارستان خواهد کشيد و همه شاگردان خنديدند. استاد گفت: خيلي خوب است. ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييرکرده است؟ شاگردان جواب دادند: نه پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود؟ درعوض من چه بايد بکنم؟ شاگردان گيج شدند. يکي از آنها گفت: ليوان را زمين بگذاريد. استاد گفت: دقيقا“ مشکلات زندگي هم مثل همين است. اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد. اشکالي ندارد. اگر مدت طولاني تري به آنها فکر کنيد، به درد خواهند آمد. اگر بيشتر از آن نگه شان داريد، فلج تان مي کنند و ديگر قادر به انجام کاري نخواهيد بود. فکرکردن به مشکلات زندگي مهم است. اما مهم تر آن است که درپايان هر روز و پيش از خواب، آنها را زمين بگذاريد. به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند، هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هرمسئله و چالشي که برايتان پيش مي آيد، برآييد! |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 9:29 توسط ویدا |
|
|
آرزويم برايت سعادت، خوشبختي و عاقبت بخيري اميدوارم سالم و شاد در كنار عزيزانت باشي
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 11:24 توسط ویدا |
|
|
ای هميشگیترينم انتظار يعني اميدواري |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 11:21 توسط ویدا |
|
عزيزم تولدت مبارك
يادمون باشه كه آدمي در رنج آفريده شده
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 7:0 توسط ویدا |
|
|
همان بیغل و غش هميشگیام !
برای بدرود آمدهام ... با کاسهای از بلور احساس و آيهای از برگ ياس به بدرقهام بيا تا هنگام رفتن در گوش باد زمزمه کنم شايد به گوشت برساند که : ...... دلتنگت میشوم اما خوب من آنچه که تو بر لبانم میبينی حکايت غريبی ست که اندوه دلم را میپوشاند و با بغضی نهانی آهسته مِگويم: گل من عيدت مبارک |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 12:16 توسط ویدا |
|
|
گفتم: خدای من، دقايقی بود در زندگانيم که هوس ميکردم سر سنگينم را که پر از دغدغهی ديروز بود و هراس فردا، بر شانههای صبورت بگذارم، آرام برايت بگويم و بگريم، در آن لحظات شانههای تو کجا بود؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 9:50 توسط ویدا |
|
|
رفتن همیشه به معنای رسیدن نیست
ولی برای رسیدن باید رفت. در بن بستهای زندگی راه آسمان باز است. پرواز بیاموز. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 22:41 توسط ویدا |
|
|
اى كه دل ها همه از داغ غمت غمگين است وى كه از خون تو صحراى بلا رنگين است نرود ياد لب تشنه ات از خاطره ها هر كه را مى نگرم از غم تو غمگين است زان فداكارى و جانبازى مردانه تو به لب خلق جهان تا به ابد تحسين است نازم آن همت والا كه تو را بود حسين كه قيامت سبب رشد و بقاى دين است جان ز كف دادن و تسليم به ظالم نشدن آرى آرى به خدا همت عالى اين است جاودان خاطره نهضت خونين تو شد چون كه دين زنده از آن خاطره خونين است جان به قربان تو اى كشته كه خود فرمودى مرگ با نام به از زندگى ننگين است زان جفايى كه به جان تو روا داشت يزيد تا ابد ديده تاريخ بر او بدبين است ميهمان كشتن و آنگاه اسيرى عيال اين گناهى است كه مستوجب صد نفرين است هر كه از صدق و صفا دست به دامان تو زد عزت هر دو جهانش به خدا تأمين است چه كنم گر نكنم گريه به مظلومى تو گريه آبى است كه بر آتش دل تسكين است تا منظم به جهان گردش ليل است و نهار تا منوّر به فضا مهر و مه و پروين است بر تو و بر همه ياران شهيد تو درود كه ز خون شهدا عزّت دين تضمين است غير نام تو نباشد به زبان «خسرو» را كه ز نام تو بود گر سخنش شيرين است (محمّد خسرو نژاد) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 17:50 توسط ویدا |
|
|
برای آنکه نمی خواند برایت می نگارم از دفتر دلم سالهاست که در طلب یاری بودم که مرا در یابد و آرامم کند . کسی که مرا جان دهد . بفهمد و درک کند . سالهاست که در طلب عشق سر بر بیابان عشاق دارم و هیچ نصیبم نشد و هرچه گشتم بهتر دانستم که در این عالم خاکی دگرم یار نباشد . مجنون شدم و دیوانه . گویی که قیص شاگرد من می بود و از من راه می برد .
چه حکمت از تنهایی من . چه تدبیر از دیوانگی من . چه حکم از جان دادنم
نمی دانم چه شده است مرا چه کردی با من . چه آتشی در جان من انداختی که از لحظه مبتلا شدن به آن دگر دنیا بدون آن در نظرم هیچ است . چرا بامن چنین کردی ؟ چه آتشی در جان من انداختی و از بین تمام معشوقان عالم مرا عاشق یک صدا کردی؟ آری فقط یک صدا . یک دنیا . یک عشق . یک معبود . یک تصویر نامبهم . صدایی که تمام خلاء مرا پر کرده است صدایی که ...... این همان صدایی هست که عمر خود را صرف یافتنش کردم . اما چه دیر او را یافتم ای پروردگار بزرگ من می دانم که فرصتی چندان دگر برای حیات نخواهم داشت . شاید ثانیه ای . ساعتی . روزی و یا ماهی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 21:37 توسط ویدا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 9:17 توسط ویدا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 22:40 توسط ویدا |
|
شب هاي دراز بي عبادت، چه کنم طبعم به گناه کرده عادت چه کنم گويند کريم است و گنه مي بخشد گيرم که ببخشد زخجالت چه کنم! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 21:43 توسط ویدا |
|
|
شب هاي دراز بي عبادت، چه کنم طبعم به گناه کرده عادت چه کنم گويند کريم است و گنه مي بخشد گيرم که ببخشد زخجالت چه کنم! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 21:41 توسط ویدا |
|
|
یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی میشود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور میکند.
وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق میکردم از بیماریهای مختلف روحی و روانی رنج میبردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر «الله» کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود. این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه «الله» با آن شروع میشود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس میشود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی میدهد. حرف لام که حرف دوم «الله» است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان میشود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه «الله» تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه میدهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب میشود. به راستی که قرآن کریم در آیهای کریمه میفرماید: «الذين آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله ألا بذكر الله تطمئن القلوب». |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم خرداد 1389ساعت 20:8 توسط ویدا |
|
|
دلت شاد و لبت خندان بماند برايت عمر جاويدان بماند خدا را ميدهم سوگند بر عشق هر آن خواهي برايت آن بماند به پايت ثروتي افزون بريزد كه چشم دشمنت حيران بماند تنت سالم سرايت سبز باشد برايت زندگي آسان بماند
با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر عمرمان ورق خورد، برگ دیگری از درخت روزگار بر زمین افتاد، و سالی دیگر سپري گشت روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه باد. دلهايتان شاد ، شاديهايتان در عرش و ملكوت الهي مستدام. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 7:42 توسط ویدا |
|
|
در میان من و تو فاصلههاست از وبلاگ خدايا چقدر سخت است بي تو بودن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 8:5 توسط ویدا |
|
|
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند. زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ. زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز. زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچهی باز. زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربههاست، زندگی راز دل مادر من، زندگی پینهی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر است ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 8:12 توسط ویدا |
|
|
بليط دوستي رو بيهيچ هزينهاي درون قلبت رزرو كن روز و شب اون فرقي نميكنه هر لحظه ميتوني مسافر شهر آرزوهات بشي. اگه هواي دلت طوفاني بود پروازت رو به تاخير بنداز چرا كه ممكنه اين طوفان، دلتو به لرزه بندازه و باعث سقوط تو و ارزشهات بشه. در هواي مه آلود دلت هم همينگونه عمل كن. با وجود مه از ديدن واقعيتهاي زندگي عاجز ميشي و نميتوني در جايگاه مورد نظرت فرود مناسبي داشته باشي در اين صورت خودتو گم ميكني. اما گاهي فرصت داري و ميتوني از چتر نجاتت استفاده كني چتر نجات همون راهنماهات در زندگي هستن اگه به خوبي راهنماييهاشونو بكارگيري فرود آسونتري خواهی داشت و در هواي صاف و آفتابي دلت پرواز زيبايي رو تجربه ميكني. گاهي بايد سقوط كرد تا پرواز رو آموخت! يادت باشه به هر دياري از شهر دلت سفر كردي، سوغات عشق رو از قلب فراخ عاشقان خريداري كني عشق سوغات مشترك هر دليست. آدما عشق دارن ولي چنين سوغات ارزشمندي رو تكراري نميدونن پس عاشق باش و عشق بورز و دلتو به باصفاترين جايگاه تبديل كن.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت 8:0 توسط ویدا |
|
|
من و یک سیب بلور
من و یک چشمه اشک من و این قلب صبور مینشینیم که شاید باز هم گذر رهگذری یا که شاید گذر باد صبا رخ ما تازه کند به شمیم نفست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 16:31 توسط ویدا |
|
|
برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است
تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم تا مثل باران هر صبح برایت شعری می سرودم
و بر صورت مه آلودت می لغزیدم نشاط انگيز وماتم زائي اي عشق عجب رسوا گر رسوائي اي عشق اگر دستت به كامي جرعه ريزد بيفتد مست و، ديگر برنخيزد تورا يك فن نباشد ذو فنوني بلاي عقل ومبناي جنوني زتو در چشم ، ديوي حور گردد سياهي در نظرها ، نور گردد خوشا آنكس كه جانش از تو سوزد چو شمعي پاي تا سر بر فروزد خوشا عشق وخوشا ناكامي عشق خوشا رسوائي و بد نامي عشق خوشا بر جان من هر شام وهر روز همه دردو همه داغ و همه سوز خوشا عاشق شدن اما جدائي خوشا عشق ونواي بي نوائي خوشا در سوز عشقي سوختنها ميان شعله اش افروختنها در اين آتش هر آنكس بيشتر سوخت چراغش در جهان بهتر برافروخت نواي عاشقان در بي نوائي ست بقاي عشق وعاشق در جدائيست ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 8:47 توسط ویدا |
|
|
امشب از لطف به دلداري ما آمدهاي خوش قدم باش که بسيار به جا آمدهاي چه عجب ياد حريفان پريشان کردي لطف کردي که بياد فقرا آمدهاي تو که در خواب هم از آمدنت بود دريغ در شگفتم که به ناگاه چرا آمدهاي
تقديم به او كه خودش ميدونه دوستش دارم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 0:17 توسط ویدا |
|
|
قرب و نزديكي به حق رهروي در كوي حق بندگي و امر حق انس با جانان حق نايل و واصل به حق
. . . . . عزيزترينم عيدت مبارك زمزم عشق گواراي وجودت و وجودت همواره از بلا مصون باشه بازم چشم انتظارم باز منتظر نصيحتاي ... دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم آذر 1388ساعت 12:51 توسط ویدا |
|
|
تولد حضرت معصومه (س) بر شما دختران امروز و مادران فردا مبارك باد و مخصوصا بر بهترين عزيز و دختر دنيا ... كه اميدوارم هميشه سلامت و شاد باشه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 0:22 توسط ویدا |
|
به نقل از وبلاگ زيباي: از هر در سخني |
||||
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 16:59 توسط ویدا |
|
|
ای شـب از رویـای تو رنگین شــــده سینـه از عطر تـوام سنگین شـــــده ای بروی چشم من، گسترده خویش شـادیم بخشیـــده از انـــــدوه بـیـش همچو بارانی کـه شـوید جسم خاک هستی ام ، ز الودگـیهـا کرده پـاک ای تـپـشهـای تـن ســـــوزان مــــن آتــشــی در سـایـــه مـژگـان مـــــن ای ز گــنــدمـزارهـا، سـرشـــــــارتـر ای ز زرین شـاخـههـا ، پــربـــــارتـــر ای در بـگــشوده بــر خـــورشیــدهـا در هــجــوم ظـلـمـت تــردیــدهـــــــا بــا تـوام دیـگـر ز دردی بـیـم نیسـت هست اگر جز دردخوشبختیم نیست ایـن دل تـنـگ مـن و، ایـن بار نــــور؟ هـای هـوی زنـدگـی، در قعــر گــور؟ ای دو چـشمـانـت، چمـنــزاران مــن داغ چشمت، خورده بـر چشمان من پـیش ازیـنت، گـر که در خود داشتم هـر کسـی را، (تــو!) نمیانگاشـتم درد تـاریـکـیـسـت، درد خــواستــــن رفـتن و، بـیـهـوده خـود را کـاستــــن سـر نـهـادن، بـر سیه دل سینـــهها سـینـه آلـودن، بـه چــرک کینـــههـا در نـــوازش ، نـیـش مـاران یـافتــــن زهـر، در لـبــخـنـد یـاران یـافـتـــــــن زر نـهـادن در کــف طــــــــــرارهــــــا گـــم شــدن در پـهـنــه بــازارهـــــــا آه ای بـا جــــان مـن آمــیـخـتــــــــه ای مــرا از گـــور مـن انـگیـخـتـــــــه چــون ستــــاره بـا دو بـال زرنشـــان آمـــــده از دور دســــت آســــمــــان جـوی خـشـــک سیـنـهام را آب تـــو بســتر رگهــام را، سـیــلاب تـــــــــو در جهانی ایـن چنیـن سرد و سیــاه بـا قـــــدمهـایت قــــدمهــایم بـــراه آه ای روشــن طــلــوع بی غــــروب آفــتــاب سـرزمـینهــــای جـنــــوب آه... آه... ای از ســحــر شـــادابتر از بــهــــــاران تازهتر، ســــــــیرابتر عشق دیگرنیست این،اينخیرگیست چلـچـراغی در سـکـوت و تیرگیست عشق چـون در سـینهام بیـدار شـد از طـلـب پـا تـــا سـرم ایـثـار شــــد ایـن دگـر، مـن نیسـتم، مـن نیستم حیف از آن عمری که با(من!) زیستم آه.. مـیخواهـم کـه بشــکافم زهــم شــادیم یـکـدم بـیـالایـد بـه غــــــــم آه.. میخـواهـم کــه بـرخیـزم ز جای همچو ابری، اشـک ریزم هــای هـای ایـن دل تـنگ من و این دود عــــــود؟ در شبستان، زخمههای چنگ و رود؟ ایـن فضای خـالی و ... پـــــــروازهـا؟ ایـن شـب خـامـوش و ایـــن آوازهـا؟ ای نـگـاهـت، لای لایی سـحـربــــار گــاهــــــــوار کـودکـان بـی قــــــــرار ای نـفـسهــایت، نـسـیـم نـیمـخواب شـسـته از مــن، لرزههای اضـطـراب خـــفــتــه در لبخند فــرداهای مــــن رفـــتـــه تـا اعـمــاق دنـیاهای مـــن ای مـرا، با شــور شــــعـر آمـیـخـتـه ایــن هـمـه آتـش بـه شعرم ریـخــته چـون تـب عـشـــقم چنین افروختی لاجـرم، شـــعرم بـه آتش سـوختی! |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 7:59 توسط ویدا |
|
|
ای بهترین ها ای زیباترین ترنم زندگانی ای نوای دلنشین زندگی ای لطیف ترین گل بوستان هستی ای که بهشت در زیر گامهای توست روزت مبارک |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 15:11 توسط ویدا |
|
|
عزيزم تولدت مبارك
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 15:49 توسط ویدا |
|
|
لحظهاي که سال تحويل ميشه ... لحظهايه که لبخند ميزني ... کاش هر ثانيه براي من سال تحويل باشه تا لبخند هميشه مهمون لباي قشنگت بمونه... سال نو مبارک گلم |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 7:3 توسط ویدا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 0:54 توسط ویدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
درباره نویسنده
ویدا متولد سال 70 و در حال حاضر دانشجوی رشته حسابداری در دانشگاه آزاد یزد انشالله که وبلاگ من مورد قبول دوستان باشه به امید پیامهای شما و بای برای تو مینوسم ........ برای تويی كه تنهايیهايم پر از ياد توست ... برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست ... برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست ... برای تويی كه تمام هستیام در عشق تو غرق شد ... برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است ... برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی ... برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی ... برای تويی كه هر لحظه دوریات برایم مثل یک قرن است ... برای تويی كه سـكوتـت سختترين شكنجه من است ... برای تويی كه قلبت پـاك است ... برای تويی كه در عشق، قـلبت چه بی باك است ... برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است ... برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است ... برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است ... برای تویی که آرزوهایت آرزویم است ... |
| پیوندهای روزانه |
|
عشق یعنی ؟ آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عشق تنها مرضی است که بیمار از بودن ان لذت می برد آنکه در من ستون زندگی برانگیزد تویی مناسبت |
| پیوندها |
|
بیدلانه الفبای تنهایی عطر بارون خدمات فنی مهندسی وحید هکران خورشید دوستدارم وتاوانش هرچه باشد باشد بهترین سایت دانلود موزیک ایرانی گل زيباي نرگس در انتظار گل نرگس مهدي موعود |
|
RSS
|